شعر کودکانه: ببر زورگو

ما در این قسمت برای بچه های ناز شعر گذاشتیم امیدوارم مامانای مهربون براشون بخونن و لذت ببرن.

میون یه جنگلِ سبز
وسط یه بیشه، یه ببر
نشته بود و زور می‎گفت
به هرکی کاراشو می‎گفت:

آهای طاووس باد بزنم
روباه غذا بیار واسم
فیله برو تو آب بیار
از پشت بیشه‎ها بیار

حیوونا ناراضی شدن
از این کارا عاصی شدن
یه روز با هم جمع شدن
همگی با هم شدن

دیگه کسی کار نکرد
به زور اعتنا نکرد
ببره که دید با همن
دوستن و با او قهرن
کاراشو تنهایی کرد
با همشون آشتی کرد

Thanks! You've already liked this
No comments