کودک دو ساله پرخاشگر را بیشتر بشناسید

پرخاشگری انواع مختلفی دارد؛ مثلا می تواند از نوع بدنی باشد مثل زدن و گاز گرفتن یا پرخاشگری لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیر کردن.

همچنین ممکن است پرخاشگری به صورت تجاوز به حقوق دیگران و زورگویی خود را نشان دهد.

گاهی والدین رفتارهای پرخاشگرانه را اصولا پرخاشگری تلقی نمی کنند یا حتی تشویق می کنند.

به عنوان مثال وقتی کودک به زور و با کتک اسباب بازی را از کودک دیگری می گیرد، این رفتار را باعرضه بودن تلقی و تشویق می کنند!

اگر نمونه ای از رفتارهای فوق را در کودک تان مشاهده کردید که به صورت مداوم انجام می شود، لازم است به دنبال ریشه یابی و درمان پرخاشگری او باشید.

آیا کودک‌تان پرخاش را یاد گرفته است؟

مسلما یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان یادگیری است.

کودکانی که در زندگی خود الگوهای رفتاری پرخاشگرانه مانند پدر یا مادری عصبانی و پرخاشگر دارند، پرخاشگری را یاد خواهند گرفت و این یادگیری در بازی های آنها نمود خواهد داشت.

این کودکان اسباب بازی ها را پرتاب می کنند. از آن ها درست استفاده نمی کنند و به آن ها آسیب می رسانند یا هنگام بازی کردن به عروسک ها و شخصیت های بازی ناسزا می گویند و آن ها را کتک می زنند یا تمسخر و تحقیر می کنند.

بنابراین در گام اول لازم است از خودتان سوال کنید “نمره ی پرخاشگری کلامی و غیر کلامی من چند است؟ ”

آیا مهارت‌های ارتباطی کودک ضعیف است؟

کودکانی که رفتار پرخاشگرانه دارند معمولا خودانگیخته، بی‌قرار و زودرنج‌اند. این مسئله می تواند ریشه در کمبود مهارت‌های ارتباطی نیز داشته باشد.
کودکی که شیوه ی صحیحی برآورده کردن خواسته هایش را یاد نگرفته است، به روش هایی مانند پرخاشگری بیشتر متوسل می شود.

به فرزندتان یاد دهید تا برای تحقق خواسته هایش، گفت و گو کند. به او بگویید که وقتی فریاد می زند، گریه می کند و زور می گوید.

نمی توانید متوجه خواسته اش شوید و برای رسیدن به درخواستش، لازم است آن را بدون تهدید و پرخاش بیان کند.

سبک تربیتی شما، دلیل پرخاشگری کودک

والدینی که در فرزندپروی خود از شیوه ای مقتدرانه برخوردار نیستند، راه را برای رفتارهای تند کلامی و غیر کلامی کودک باز می کنند.

کودک در مواجه با مادر و یا پدری منفعل و مردد، شروع به جیغ زدن، گریه کردن و زورگویی می کند. زیرا می داند از این راه خواهد توانست به اهداف خود برسد.

بنابراین لازم است شیوه ی برخوردی خود با کودک را اصلاح کنید و مقتدر باشید.

اقتدار به معنای زورگویی نیست. در این شیوه لازم است قوانین و خواسته های منطقی خود را به شکل واضح و شفاف مطرح کنید و آن ها را بدون دلیل تغییر ندهید تا کودک دریبابد که حرف شما یک کلمه است!

والدین زورگو، کودک پرخاشگر

به طور معمول از ۲ سالگی و حتی کمی قبل از این سن، نشانه‌های استقلال طلبی و خروج از تابعیت رفتار مادر در کودکان با غذا نخوردن بروز می‌کند.

در صورتی که این حس استقلال طلبی، به درستی درک نشود و مادر برای غذاخوردن کودک دو ساله به زور متوسل شود، پرخاشگری کودک امری طبیعی خواهد بود.

زور و تهدید در برابر غذا خوردن کودک باعث عدم رشد شخصیت، پرخاشگری و عدم اعتماد به نفس وی در بزرگسالی می‌شود که عوارض روانی متعددی را به همراه دارد.

در حقیقت کودک با غذانخوردن و پرخاشگری می خواهد به شما بفهماند که من بزرگ شده ام و حق انتخاب دارم.

بنابراین در صورتی که علت پرخاشگری کودک تان، مجبور شدن به غذا خوردن است، باز هم لازم است شما به عنوان والد، شیوه ی رفتاری خود را تغییر دهید.

به کودک حق انتخاب دهید و اجازه دهید تا در مورد غذا خوردنش تصمیم بگیرد.

کودک تان حق دارد در این زمینه تصمیم بگیرد و تبعات به موقع غذانخوردن مانند گرسنه ماندن را نیز تجربه کند.

آیا والدی مقایسه‌گر هستید؟

مقایسه مداوم فرزندان آن هم ازکودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های شان باعث می‌شود که آن ها با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدرو مادر با آن ها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند، احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد.

احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است. بنابراین به جای مقایسه فرزندتان با بقیه، به استعدادها و علایقش توجه کرده و به او احترام بگذارید.

با این کار اعتماد به نفس فرزندتان رشد می کند و با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌هایش احساس برتری و سرآمد بودن کرده و خشم کمتری را تجربه می‌کنند.

همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.

موتور تولید خشم را شناسایی و متوقف کنید

علاوه بر موارد ذکر شده، لازم است موتور تولید خشم در خانواده ی تان را نیز شناسایی و متوقف کنید.

ممکن است پرخاشگری کودک تان منجر به ایجاد چرخه ای معیوب شده باشد. به این صورت که فرزندتان، فریاد می زند، شما از کوره در می روید، فرزندتان بیشتر داد می زند و احتمالا شما نیز عصبانی تر می شوید.

به منظور پیشگیری از گیر کردن در این دور معیوب، مهم ترین ابزاری که نیاز دارید، “حفظ آرامش” است.

اگر کودک تان متوجه شود که می تواند با پرخاشگری و داد زدن، شما را آشفته کند، این کار را خواهد کرد.

بنابراین آرام باشید تا کودک تان دریابد که با داد زدن و توهین به جایی نمی رسد.

سپس در کمال آرامش از فرزندتان بخواهید تا خواسته اش را به صورت شفاف بیان کند.

راهکارهای ساده درمان پرخاشگری

حالا که متوجه مهم ترین علل پرخاشگری در فرزندتان شده اید، با اصلاح علل، می توانید پرخاشگری را به حداقل برسانید.

لازم است مقایسه، زورگویی و رفتارهای پرخاشگرانه ی خودتان را کنار بگذارید.

در مواجه با پرخاشگری فرزندتان مقابله به مثل نکنید و به او یاد دهید تا نیازهای خود را به روشی صحیح بیان کند.

مقتدر باشید و الگوی خوبی برای همانندسازی کودک تان باشید.

شاید لازم باشد برای تغییر رویه ی خود، کتاب هایی در زمینه ی نحوه ی ارتباط با کودک و والدگری موثر نیز مطالعه کنید که کتاب “فرهنگ تفاهم با فرزندان، نوشته ی توماس گوردون” یکی از بهترین آن هاست.

در مسیر خاموش کردن پرخاشگری کودک، دو راهکار طلایی زیر را نیز فراموش نکنید.

رفتارهای خلاف پرخاشگری را تشویق کنید.

متمرکز شدن بر پرخاشگری، همیشه هم مفید نیست. در مواردی لازم است طوری برخورد کنید که گویا پرخاشگری کودک را ندیده اید.

اما چشم تان مجهز به ذره بینی است که حتی کوچک ترین رفتارهای مسالمت آمیز و دوستانه را نیز می بیند و تشویق می کند.

به رفتارهای پرخاشگرانه بی توجهی کنید.

لازم است به این نکته تاکید کنم که بی توجهی به رفتارهای پرخاشگرانه در صورتی تجویز می شود که شما در حال زورگویی به کودک و یا پافشاری بر خواسته ای نامعقول نباشید.

مثلا اگر کودک تان یاد گرفته است تا با کتک زدن دوستانش از شما تایید بگیرد، لازم است به رفتار پرخاشگرانه اش بی توجه باشید و اگر توانست برای حل مشکل با همسالانش از روشی غیر از زور استفاده کند، او را تشویق کنید.

Thanks! You've already liked this
No comments