کنترل خشونت خانگی

خشونت خانگی جنبه ای از رابطه زن یا مرد است که نیاز به توجه ویژه دارد. اولری و کسکاردی و ویویان و همکاران اطلاعات بسیار خوبی در این زمینه جمع آوری کرده اند. در حوزه رابطه اغلب موضوعات مربوط به سوء استفاده جنسی و خشونت خانوادگی مطرح نمی شود یا توسط یکی یا هر دو زوج بی اهمیت تلقی می گردد.

در جوامعی که آمار در دسترس است، الگو خشونت کاملاً متفاوت است. مطالعه بر روی ۲۶۶ زوج مراجعه کننده به درمان نشان داد خشونت شدید نسبت به زن تقریباً در ۲۸% موارد وجود داشت.

بیشترین خشونت خانگی از طرف مردان بر ضد زنان است، گرچه مطالعه اولری و کسکاردی نشان داد که ۱۸ تا ۳۰ ماه قبل از ازدواج میزان خشونت گزارش شده توسط زن و مرد تفاوت بسیاری کمی دارد.

معمولا خشونت خانوادگی به شکل هل دادن، انداختن و سیلی زدن است. به هر حال توافق کلی وجود دارد که آسیب جسمی وارد شده از طرف مردان بسیار بیشتر از زنان است. اغلب زنان مهارت های کلامی بهتری دارند که قابل مقایسه با شوهران آنان نیست.

همچنین بسیاری از زنان از تاثیر زیاد انتقاد یا حرف های تحقیر آمیز خود، بر روی مردان آگاهی ندارند؛ به ویژه اگر گفته ها به طور مستقیم مردانگی آنان را زیر سوال برد.

فرضیاتی وجود دارد مبنی بر اینکه ممکن است مردان به عنوان آخرین راه حل از خشونت جسمی استفاده کنند یا زمانی که تمام راهها با شکست روبرو شد برای برنده شدن در بحث و مشاجره از آن استفاده نمایند.

در زمان ارزیابی زوجی که خشونت خانوادگی داشته اند، بایستی توجه زیادی به نقش خصومت و خشم، و نیز راههای درگیر شدن آنان در خشونت کلامی یا جسمی نمود. بسیار مهم است که زن را به خاطر خشونت شوهر مورد ملامت قرار ندهیم.

برای کنترل خشونت خانوادگی لازم است که هر دو زوج و آمادگی قبول مسئولیت رفتار خود را داشته باشند؛ این بدان معنی است که مرد بایستی آمادگی تایید این موضوع را داشته باشد که تمایل به استفاده از خشونت جسمی را دارد و می‌خواهد به این وسیله همسر را تحت کنترل درآورد.

در جایی که توانایی کلامی زن به الگوی تعاملی خشونت فزاینده اضافه می شود، می توان با استفاده از تکنیک های آموزش ارتباط متمرکز بر مهارت های گوش کردن، سرعت کلمات و تن صدا کمک کرد تا آغازگر و بالا برنده درجه حرارت بحث، شرایط را تحت کنترل قرار دهد.

در اغلب اوقات خشونت خانگی همراه با استفاده از الکل است. فاگان و همکاران ارتباط بین استفاده از الکل و خشونت خانوادگی مرد را مورد بررسی قرار دادند. آنان بافتار و دلایل مشروب خواری گروه خشونت خانوادگی را به سه گروه دیگر بدون خشونت خانوادگی مقایسه کردند.

گروه خشونت خانوادگی مصرف بالای الکل را در تمام اماکن گزارش نمودند. مهمترین تفاوت گروه خشونت خانوادگی استفاده از مشروب بعد از کار و در محل خانه بود. نیمی از مردان دارای خشونت خانوادگی گزارش کردند که حداقل گاه گاهی مشروب خواری آنان همراه با سوء استفاده است، در حال که یک سوم رخداد این وقایع را زیاد، و یا بسیار زیاد توصیف نمودند.

ممکن است در مورد این مراجعان این موضوع نیز مورد توجه قرار گیرد، و قبل از شروع کار آنان را به کلینیک الکل ارجاع دهیم. به دلیل امکان وقوع خشونت واقعی یا احتمالی متخصصان با نگرانی های بیشتری روبرو هستند. یکی از این نگرانی ها سلامت زن و شوهر و کارمندان مرکز است.

در نتیجه بایستی به امنیت محلی که در آن درمان انجام می‌شود و نیز دسترسی آسان به دیگر کارمندان، توجه کرد. لازم است با زوج قراردادی را شکل دهیم و فقط در صورتی که هیچ یک الکل مصرف نکرده باشند، آنان را ملاقات کنیم. بهتر است این گونه زوج ها را برای اطمینان بیشتر در ساعات روز ملاقات کرد.

در حالی که نمی‌خواهیم تفاوت‌های کار با زوج دارای خشونت را بزرگ کنیم، اما عاقلانه تر است که این احتیاط را به کار ببریم. همچنین لازم است محدودیت‌های مرکز و محل خود، و کار انجام شده را بپذیریم، و در زمانی که خشونت بالقوه یا واقعی خارج از کنترل وجود دارد، آنان را به مراکز دیگر ارجاع دهیم.

پلیس، مددکار اجتماعی و بیمارستان های روانی یا مراکز روزانه در مقایسه با مراکز کوچک یا دفتر کار دارای کارمندان ورزیده تر و وسایل لازم هستند و برای چنین زوج‌هایی می توانند درمان بهتری را فراهم آورند. در حال حاضر به تسهیلات کافی در این زمینه وجود ندارد و اغلب درمانگران هر کاری، غیر از یک خدمت پیوسته، را انجام می دهند.

در رابطه با این مراجعان بیشترین تاکید بایستی بر جنبه خاص و مخرب رابطه زن و شوهر گذارده شود. با وجود تمام با وجود تمام محدودیت‌های گفته شده، رویکرد سیستمی – رفتاری برای کار با این زوج ها مناسب است.

تا آن جایی که مرکز بتواند اجازه دهد، آموزش ارتباط ساده و موثر، و تکالیف روشن زمان بندی شده، امکان حرکت منعطفانه به سمت بالا و پایین سلسله مراتب آ. ال. آی. با توجه به تغییر زن و شوهر امکان پذیر است. در جایی که استفاده زیاد از الکل پوششی برای

مخفی کردن افسردگی است، زمانی که سوء استفاده از الکل کاهش پیدا کرد، استفاده از مهارت‌های توصیف شده کمک کننده است.

Thanks! You've already liked this
No comments