تحلیل رویاها

تجربه بالینی نشان می دهد که رویاها دریچه ای به ناخودآگاه به سوی ما می گشایند. محتوای آشکار رویا داستان رویاست محتوای پنهان رویا مطالب ناخودآگاه پشت رویا است.

هر موضوعی که فرد درست قبل و بعد از رویا بیان می‌کند می‌تواند به عنوان تداعی هایی در مورد رویا در نظر گرفته شود. رویاها را می توان متشکل از بقایای روز اخیر فرد رویابین یکی را دو روز قبل البته دانست که به خاطرات و فانتزی های ناخودآگاه مربوطه متصل می شوند.

به طور کلی در زمان کار با یک شیوه، عمدتاً حمایت کننده بیماران مان را به گزارش رویاهایشان تغییر نمی کنیم. اگر به طور خود انگیخته آنها را پیش بکشند می توانیم از محتوای آشکار رویا استفاده کرده و به آنها کمک کنیم تا از مسائل و نگرانی‌هایی در سطح زندگی ذهنشان مطلع شوند.

در زمان کار با یک شیوه عمدتا آشکار کننده از مطالب رویا استفاده می‌کنیم تا به بیماران کمک کنیم از ذهن ناخودآگاه شان بیشتر مطلع شوند که شامل مطلع شدن از عواطف، انتقالها، فانتزیها، انتظاراتشان از ضوابط، و ادراک خویشتن است.

در تکنیک روان درمانی تحلیلی هیچ‌چیز تشریح گذار تر و شاعرانه تر از تعبیر رویا نیست، اما نباید از به کار بردن رویاها ترسید. رویاها و اطلاعیه های مربوط به آن مانند هر موضوع دیگری محصول بیمار هستند.

آنها جالب و موفقی بوده و می توانند از لحاظ تکنیکی بسیار سودمند باشند زیرا اغلب نسبت به دیگر گفته های بیمار به مطالب ناخودآگاه نزدیکتر هستند. کارآموزان اغلب فکر می کنند برای اینکه بتوانند در مورد رویاها با بیماران ایشان صحبت کنند باید معنای آنها را بدانند وقتی شروع به گفتگو در مورد رویا می کنیم به شدت می دانیم معنای آن چیست.

در واقع این یک تجلی چنان که بپنداریم اصلا نمی توانیم معنای یک رویا را بدانید تنها چیزی که می دانیم این است که رویاها از ذهن ناخودآگاه بر می خیزند و به همین دلیل می توانند به ما کمک کنند از افکار و احساسات خارج از آگاهی مطلع شویم. رویاها جایگاه ویژه ای را در تاریخ نظریه روان درمانی تحلیلی اشغال می‌کنند.

تعبیر رویا ها که از سوی بسیاری مهمترین اثر فرد در نظر گرفته می‌شود تلاشی برای توضیح کارکردهای ذهن از طریق پیگیری رویاها است. وقتی فروید رویاها را شاهراهی به روی ناخودآگاه خواهند منظورش این بود که گوش دادن به رویاها راهی مستقیم به مطالب ناخودآگاه ارائه می‌کند.

فروید معتقد بود که هدف همین رویا ها حتی رویاهای الترابی تحقق بخشیدن به آرزوهای ناخودآگاه است. در این مدل، فرایند آرزوی ناخودآگاه از موضوع مربوط در زندگی اخیر فرد رویابین به سوی خود آگاه سواری می گیرد.

این واقعه اخیر که می‌تواند یک ادراک یا یک برداشت یک آرزو یا فکر باشد، باقی مانده روز نامیده می شود. باقیمانده روز که معمولاً از ۲۴ تا ۴۸ ساعت قبل از رویا است مانند یک آهنربا عمل می‌کند و آرزوی ناخودآگاه را به رویا می کشاند.

از آنجایی که مطالب ناخودآگاه محتوای پنهان رویا برای خودآگاه غیرقابل قبول است، به کمک این ویژگی های ناخودآگاه، این فرایند تفکر اولیه تراکم جابجایی و نمادسازی در رویا تغییر شکل می یابد.

از این طریق داستانی قابل قبول برای خود آگاه تولید می‌شود و ما این داستان را محتوای آشکار رویا میخوانیم. فروید روند تغییر شکل رویا به محتوای آشکار را کار رویا نامگذاری کرد و به این ترتیب تعبیر رویا شامل فهمیدن کار رویا به منظور کار رو به عقب و به سوی مطالب ناخودآگاه است.

Thanks! You've already liked this
No comments