انتخاب همسر

در عصر حاضر انتخاب همسر جریانی نسبتاً آگاهانه است، به طوری که دو جوان به طور آگاهانه تصمیم میگیرند با هم ازدواج کنند. در بعضی از جوامع که قدرت انتخاب کم است و یا اصلا وجود ندارد، معمولاً ازدواج‌های آمریکایی توسط خانواده های دو طرف مورد توافق واقع می شود.

عوامل بافتی از قبیل نژاد، مذهب، تحصیلات، خویشاوندی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی، بر فرآیند جستجوی همسر و مراسم مربوط به ازدواج تاثیر می گذارد اما در نهایت، فرد همسرش را مطابق با زمینه های روانشناختی اش انتخاب می کند در فرایند آگاهانه و آزادانه انتخاب همسر، پویایی های فردی و تعاملات بین فردی، عامل اصلی است.

در حوزه روان شناختی و عاطفی انتخاب همسر دو الگوی متفاوت فرض شده است: تضاد (نیاز های مکمل) که از کار های زیگموند فروید منشا گرفته است، و تشابه (نیاز های همانند) درحالی که سعی در تطبیق این دو دیدگاه متضاد دارد، بیان می کند که هر دو این ایده ها ممکن است صحیح باشد و این به عمق استعداد استدلال فرد در انتخاب همسر بستگی دارد.

روابط شی، نقش اساسی در انتخاب همسر بازی می‌کند و در خانواده و تعامل زناشویی به کار می‌آید. نظریه پردازان و روابط شی، عموما موافقند که فرایند برقراری ارتباط و درونی کردن آثار تجارب اولیه که به صورت اساسی گسترش داده شده‌اند، اساس روابط صمیمی بعدی را شکل می دهند محدودیت های محیطی مانع از بحث و توصیف روابط شی و فرایندهای مهم روابط شی که انتخاب همسر و تعاملات زناشویی به ویژه جداشدن، همانندسازی فرافکنانه، درون فکنی برون فکنی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می شوند.

الگوهای روابط، نوع خاصی از روابط شی می باشد که از آنچه ما در ابتدا در خانواده‌یمان ما تجربه کرده ایم ناشی می شود. ما الگویی را از هر والد، الگویی از تعاملات عاطفی میان همسران و الگویی از والدینمان به عنوان یک سیستم را درونی می کنیم.

این الگوها چیزی بیش از تصاویر ساده از ازدواج، می باشد؛ احساسی عاطفی و قوی در مورد ازدواج و متاهل بودن.

بخشی از این الگوها در حوزه آگاهی و بخشی دیگر خارج از حوزه آگاهی ما قرار دارد: تجارب متفاوت جنسیتی.

جان گاتمن بیان می کند که تربیت نمی تواند زمینه آموزشی با ارزشی برای یک ازدواج موفق باشد او همچنین تصریح می‌کند که پسران و دختران در جهان مشابه با نقش های عاطفی کامل متفاوت، رشد می کنند و این عامل ممکن است علت اصلی مشکل زوج‌ها باشد از همان ابتدا ممکن است سبک های ارتباطی عاطفی خیلی متفاوتی داشته باشند.

معمولاً پسران بیشتر به بازی توجه دارند، در حالیکه دختران بیشتر روابط بین بازیکنان را مورد توجه قرار می‌دهند.

Thanks! You've already liked this
No comments